همه چيز از عشق و علاقه نشأت مي گيرد و بدون آن چيزي به وجود نمي آيد .
عشق و علاقه ي پدر و مادر نسبت به کودک يا کودکان خود ، عشق و علاقه ي بي همتايي است که در آغاز جنبه ي جسماني دارد و از همان دوران جنيني شکل مي گيرد .ريشه هاي اين عشق و علاقه شايد خيلي جلوتر ، يعني قبل از بارداري در سرگذشت شخصي مادر و اشتياق وي به داشتن بچه شکل گرفته باشد .با اين همه ، والدين بايد اين مطلب را مدنظر داشته باشند که فرزند آن ها همسان خود آن ها نيست ، بلکه ، از همان لحظه ي تولد فرد جداگانه اي است .
ارائه دادن تعريف رضايت بخشي از شوق و علاقه کار آساني نيست ، ولي گرايش بر اين است که آن را بر پايه ي جلوه و تجليات آن تعريف کنند .عشق و علاقه اي که پدر و مادر نسبت به کودک خود احساس مي کنند از همين نوع و حتي افزون تر از آن است ؛ احساساتي که والدين را دگرگون مي کند و همه ي مناسبات آن ها را با کودک در بر مي گيرد . به بيان ديگر ، نه تنها حرکات آن ها ، بلکه طنين صداي آن ها ، نگاه هاي آن ها و دقت و توجهي که نسبت به او ابراز مي دارند ، همه و همه از اين عشق و علاقه نشأت مي گيرد و غناي حقيقي متقابلي ار آن به وجود مي آيد .
اين پيوند مبتني بر عشق و علاقه ، بدون ميل متقابل ، لذت با هم بودن ، با هم آموختن و آگاهي يافتن از امور نمي تواند ايجاد شود .نکته ي قابل توجه اين که پدرو مادر نيز از کودکان خود چيز هايي مي آموزند .
عشق و علاقه نسبت به کودک ، قبل از هر چيز ، ايجاد کردن فضايي گرم در اطراف اوست ، البته با در نظر گرفتن اين نکته که وي موجودي با ويژگي هاي خاص است .
مسأله ي اساسي از نظر کودک اين است که اين رابطه در وي ايجاد ايمني کند . اين گفته به معناي حمايت بيش از حد طفل و بيش از اندازه « توجه کردن به او » نيست ، زيرا چنين رفتاري امکان دارد موجب انتقال نگراني ها و تشويش هاي پدر و مادر به کودک شود و او را گرفتار ناامني و دل نگراني دروني سازد .
دوست داشتن کودک يعني او را همان گونه که هست ، با معايب و محاسنش پذيرفتن .اين عمل به معناي احترام به شخصيت کودک و شناخت جنبه هاي مثبت اوست .
دوست داشتن ، عبارت است از دقيق بودن ، قصد کودک را حدس زدن و با کلمات اندکي که بيان مي کند ، به منظور او پي بردن .
دوست داشتن ، فراهم کردن جايگاه ويژه ي کودک درون گروه خانواده و ياري رساندن به او براي شکوفايي در اين چهار چوب است .
عملي که بدون عشق و علاقه انجام شود ارزش بسيار کمتري دارد ؛ کودک آن را احساس مي کند و از آن رنج مي برد .عکس قضيه نيز قابل توجه است ، يعني اگر عشق و علاقه ي بيش از حدي نسبت به او ابراز شود ، به نحوي که کودک آن عشق و علاقه را مختص خود بداند و نسبت به آن احساس تملک کند ، اين خطر به وجود مي آيد که شخصيت کودک دچار مشکل شود و رشد او مختل گردد .
مواردي که بايد از آن ها دوري جست :
تمايل داشتن به اين که کودک همان چيزي باشد که والدين مي خواسته اند.
از کودک انتظار حق شناسي داشتن .
توقع و تمناي اين که احساسا ت و عواطف کودک به طور کامل و انحصاري ، معطوف پدر ومادر باشد.
حمايت شديد و بيش از حد کودک به منظور دور کردن نااميدي و رنجش خاطر کودک .
تصور اين که خريد اسباب بازي ها و لباس هاي آخرين مد براي کودک ، دليل دوست داشتن اوست .
مواردي که توصيه مي شود :
رفتار کردن به گونه اي که کودک احساس کند او رادوست مي دارند .
ايجاد کردن فضايي لبريز از ايمني عاطفي در اطراف کودک .
کوشش در پي بردن به شخصيت ويژه ي کودک با همه ي توانمندي ها و نارسايي هاي او .
ياري کردن کودک در گسترش ويژگي ها و جنبه هاي مثبتش .